فانتزی
امروز ب یکی از فانتزیام رسیدم:))))
داشتم تو خیابون راه میرفتم از جلو یک خشک شویی رد شدم
داش کار میکرد هم من رسیدم پرسشو زد واسه ی لحظه
محو شدم:)))
داشتم تو خیابون راه میرفتم از جلو یک خشک شویی رد شدم
داش کار میکرد هم من رسیدم پرسشو زد واسه ی لحظه
محو شدم:)))
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 23:18 توسط ☻☺آرمان ☻☺
|