دیروز اومده بود دیدنم با یه شاخه گل شرخ 

     و همون لبخندی همیشه آرزوش رو داشتم گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده 

ولی من

                     فقط نگاش کردم وقتی رفت ...

سنگ قبرم از اشکاش خیس شده بود